حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۴ خرداد , ۱۴۰۳ 17 ذو القعدة 1445 Friday, 24 May , 2024 ساعت ×
سیمای اخلاقی و رفتاری امام جواد(علیه السلام)
01 فوریه 2023 - 10:08
شناسه : 4915
بازدید 635
19

بررسی سیمای اخلاقی و رفتاری امام جواد (ع) وسیله ای است برای شناسایی ویژگی ها و صفات اخلاق فردی و اجتماعی امام جواد(ع) و ارائه الگوی عملی و دیگر انسان هاست تا خود را از منجلاب و فساد اخلاقی رها کرده و در وادی پاکی و طهارت اخلاقی گام نهند. امام جواد(ع) در کمال عقل […]

ارسال توسط : نویسنده : حمامی، وحیده منبع : فصلنامه بینات (موسسه معارف اسلامی امام رضا علیه السلام)» پاییز و زمستان 1398 - شماره 103و 104
پ
پ

بررسی سیمای اخلاقی و رفتاری امام جواد (ع) وسیله ای است برای شناسایی ویژگی ها و صفات اخلاق فردی و اجتماعی امام جواد(ع) و ارائه الگوی عملی و دیگر انسان هاست تا خود را از منجلاب و فساد اخلاقی رها کرده و در وادی پاکی و طهارت اخلاقی گام نهند. امام جواد(ع) در کمال عقل و ادب و فضل و علم بود. او شخصیتی پرهیزکار، وفادار، منزه از عیب داشت. هم چنین ایشان راهنمای امت، وراث امامان، گنج رحمت، منبع حکمت، پیشرو برکت، نماد اخلاص، حجت والا مقام، دعوت کننده خلق به حق، مفسر قرآن، یاور دین، حجت بر بندگان، مقتدا و هدایت گر انسان هاست. صبر و خویشتن داری از دیگر ویژگی های حضرت است، صبر امام زبانزد عام و خاص می باشد. مدارا کردن با مردم جلوه رفتاری دیگران است که جزء کمالات و فضائل اخلاقی امام جواد(ع) محسوب می شود. فضیلت بارز اخلاقی دیگری که در امام جواد وجود داشت، جود و بخشندگی و بزرگواری حضرت است. او از اموال و مواهب خدادادی در راه خدا انفاق می کرد و د یگر پیروان و شیعیانش را به این خصلت پسندیده توصیه می کرد.

مقدمه

انسان به طوری فطری دوستدار کمال و فضیلت های انسانی است. او به افراد کمال یافته وراسته به فاضئل ویبایی های منعوی وی، عشق می ورزد وی اختیارآنان را تحسین می کند. رمز توفیق امامان شیعه را در صید دلهای پاک و مستعد می توان در همین نکته جستجو کرد؛ چرا که امامان معصوم(ع)ج امع فضائل و مناقب و شایسته ترین انسان های عصر خود بوده اند و حقیقت جویان و سعادت طلبان عالم که وجدانی آگاه و عقیلی پویا دارند- بدون در نظر گرفتن آئین و اعتقادات خود – با مطالعه زندگی، رفتار و سیره ائمه اطهار(ع) از عمق جان شیفته آنان می شوند و در موارد بسیاری مطالعه همین سیره و اخلاق، آنان را به سوی حق و حقیقت راهنمون می شود. دقیقا قرآن کریم مهم ترین راز موفقیت رسول اکرم(ص) را در همین زمینه می داند و می فرماید: «انک لعلی خلق عظیم»؛ ای رسول ما! تو یقینا دارای اخلاق عظیم و برجسته ای هستی. (قلم ٦٨ /٤)

به همین مناسبت در این فرصت برای آشنایی بیشتر با پیشوای نهم (ع) فرازهائی زرین از سیره تربیتی و ویژگی های اخلاقی آن بزرگوار را نقل می کنیم.

مفسران و محدثان در طول تاریخ از زندگی اما م جواد(ع) روایات و نکاتی را نقل کرده اند که می توان برخی از ویژگی ها و صفات اخلاقی آن حضرت را در عرصه اخلاق فردی، اجتماعی و خانوادگی بیان کرد.

الف) اخلاق فردی و اجتماعی امام جواد(ع):

منصوب به امامت در کودکی: یکی از خصایص ویژه امام جواد(ع) پذیرش امامت در دوران کودکی است امری که در پیامبران گذشته همچون عیسی هم صدق میکرد. در این موضوع از امام رضا(ع) روایت زیبا و گویایی داریم بدین شرح:  «صفوان بن یحیی گوید: به حضرت رضا(ع) عرض کردم: ما قبل از این که ابو جعفر متولد شود راجع به امام بعد از خودتان از شما سؤال میکردیم، می فرمودید: به همین زودی خداوند پسری به من عنایت خواهد کرد، اکنون که خداوند وی را به شما عنایت کرده چشم ما را روشن کنید، و بفرمائید پس از شما به که رجوع کنیم؟ حضرت رضا به طرف ابو جعفر اشاره کردند، گفتم: قربانت گردم این که سه ساله است؟ فرمود: مگر چه می شود عیسی در کمتر از سه سال با مردم احتجاج کرد.»[۱]

کمال علم و فضل: اتصال به منبع وحی و دریافت علم الهی و تسلط بر همه چیز یکی از درجات بزرگ اما م جواد(ع) می باشد. علم و فضل حضرت به قدری بود که مشهور عام و خاص شدند و یکی از عوامل ازدواج حضرت (ع) با دختر مامون کمال علم و فضل حضرت بود.

ریان بن شبیب گوید:«هنگامی که به مأمون گفتند: شما را به خداوند سوگند می دهیم که از این تصمیم منصرف شوید و دخترتان را به ابن الرضا ترویج نکنید؛ زیرا ما می ترسیم امور خلافت و سلطنت از خانواده ما بیرون شود و عزت و شوکتی را که خداوند به ما داده است از دست ما برود و ما از عملی که با پدر وی انجام دادی در خوف بودیم تا آن گاه که خداوند امر او را از ما کفایت کرد.

مأمون گفت: من ابتداء او را تکلیف کردم که بار خلافت را بدوش گیرد و مرا راحت سازد و لیکن وی از قبول خلافت امتناع کرد، و خداوند هم تقدیرات خود را جاری نمود، و اما در مورد ابوجعفر باید به شما گوشزد کنم که من وی را در فضل و شرف بر همگان ترجیح می دهم و او را با این که کوچک است بسیار بزرگ می شمارم و از هوش و فراست و علم و دانش وی در شگفت هستم….»[۲]

وقار و متانت:

اخلاق حضرت امام جواد(ع) در عین وقار و عزت و اقتدار بود.

او متحلق به اخلاق حسنه و صفات مرضیه و مستحسنه و دور از اوصاف ناپسند و نکوهیده بود. هیچ گاه به موالی و خدم و ممالیک و غلام و کنیز خود زبان به شتم و ناسزا باز نکرد. خنده با صدا و قهقه در خنده های ایشان نیست، بلکه خنده ایشان تبسم است.[۳] علامه آیت الله اصفهانی در دوائر المعارف خود می نویسد:(شمایل آن جناب سفید رو، معتدل القامه بوده و در حقیقت به جد خودش رسول الله شبیه بوده است.)[۴] حضرت امام محمد تقی(ع) با این که در حال صباوت و کودکی بود، در همه حال دارای کمال تمکین و آرامش قلب و خضوع بود، با کسی تندی نمی کرد و به بازی مشغول نمی شد.[۵]

حضرت امام جواد(ع) در بیانی شیوا می فرمایند:«من عمل علی غیر علم کان ما یفسد أکثر یصح ل»: کسی که از روی بی عملی عمل کند، فساد و ابتهی عمل او، از اصلاح آن بیشتر است. حضرت ترک بیهودگی ها آراینده ورع می باشد.» و در سخنی دیگر می فرمایند:«عنوان صحیفه المومن حسن خلقه: حسن خلق در راس نامه اعمال و مومن است».[۶] بدون شک امام جواد همانند خاندان عصمت و طهارت دارای اخلاق نیکو بودند.

ویژگی شخصیتی امام جواد(ع)

مجموعه صفات و سجایای اخلاق فردی امام جواد(ع) در دایره صفات اخلاق عملی میگنجد که در صلوات خاصه بدان اشاره شده است. این صفات را می توان بدین ترتیب نام برد:«١. پرهیزکار، ٢. نیکوکار، ٣. وفادار، ٤. منزه از عیب، ٥. راهنمای امت، ٦. پاکیزه، ٧. وارث امامان، ٨. گنج رحمت، ٩. منبع حکمت، ١٠. پیشرو برکت، ١١. اخلاص، ١٢. حجت والا مقام، ١٣. کلمه والا، ١٤. دعوت کننده خلق به حق، ١٥.راهنمای امت، ١٦. مفسر قرآن، ١٧. یاور دین، ١٨. پیشوای امت، ١٩. حجت بر بندگان، ٢٠. مقتدا و هدایت گر، ٢١. شفیع برای ورود به بهشت، ٢٢. خاشع، ٢٣. خشیت و….» یکی از منابع شناخت ویژگی ها و صفات اخلاقی امام محمد بن علی، جواد الائمه(ع)، زیارت نامه و صلوات خاصه آن حضرت می باشد. در زیارت نامه و صلوات خاصه امام، برخی از ویژگی ها را می توان مختص خود امام دانستن و اما برخی دیگر شکل اکتسابی دارند بدین معنا که هر فرد با تمرین و تکرار صفات نیک، می تواند نفس خود را تربیت کرده و خویشتن را به صفات اخلاقی نیکو آراسته سازد. در صلوات خاصه امام جواد(ع) چنین می خوانیم:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

«اللهم صل علی محمد و أهل بیته و صل علی محمد بن علی الزکی التقی و البر الوفی و المهذب النقی هادی الأمة و وارث الأئمة و خازن الرحمة و ینبوع الحکمة و قائد البرکة و عدیل القرآن فی الطاعة و واحد الأوصیاء فی الإخلاص و العبادة و حجتک العلیا و مثلک الأعلی و کلمتک الحسنی الداعی إلیک و الدال علیک الذی نصبته علما لعبادک و مترجما لکتابک و صادعا بأمرک و ناصرالدینک و حجة علی خلقک و نورا تخرق به الظلم و قدوة تدرک بها الهدایة و شفیعا تنال به الجنة»

«خدایا درود فرست بر محمد و اهل بیتش، و درود فرست بر محمد بن علی پاک، پرهیزگار، نیکوکار وفادار، پیراسته، بی عیب، راهنمای امت و وارث امامان و خزانه دار رحمت و چشمه های حکمت و پیشرو برکت و همسان قرآن در وجوب از او و یگانه جانشینان در اخلاص و عبادت و حجت والایت و نمونه برترت و کلمه زیباترت، دعوت کننده به سویت و دلالت کننده بر وجودت، که اورا چونان پرچمی برای بندگانت نصب کردی و او را قرار دادی مترجم کتابت و آشکارا اجرا کننده اومرات و یاور دینت و حجت بر بندگانت و نوری که به وسیله او پرده تاریکی ها دریده شود و مقتدایی که هدایت به وسیله او دریافت گردد و شفیعی که به وسیله آن به بهشت توان رسید…»

«اللهم و کما أخذ فی خشوعه لک حظه و استوفی من خشیتک نصیبه فصل علیه أضعاف ما صلیت علی ولی ارتضیت طاعته وقبلت خدمته و بلغه منا تحیة وسلاما و آتنا فی موالاته من لدنک فضلا و إحسانا و مغفرة و رضوانا إنک ذو المن القدیم و الصفح الجمیل

«خدایا همچنان که در خشوع برای تو بهره اش را گرفت، و از خشیت تو سهمش را کامل نمود پس بر او درود فرست، چنین برابر آنچه درود فرستادی. بر نماینده ای که طاعتش را پسندیدی و خدمتش را پذیرفتی و از جانب ما به او تحیت و سلام برسان، به ما از پیش خود، در دوستی اش فضل و احسان و آمرزش و رضوان عنایت کن، تو صاحب احسان دیرینه، وچشم پوشی زیبا هستی.»[۷] در این زیارت و صلوات مهمترین صفات اخلاقی امام جواد (ع) ذکر شده است.

صبر و بردباری

صبر در لغت به معنای خویشتن داری در سختی و تنگی است. خویشتن داری و حبس نفرت بر چیزی است که شرع و عقل تقاضا می کند، یا از چیزی که شرع و عقل از آن نهی می کند. بحسب اختلاف موارد نام آن فرق میکند اگر خویشتن داری در مصیبت باشد آن را صبر گویند ضد آن جزع است. اگر در جنگ باشد شجاعت نامند، ضد آن جبن است. اگر در پیش آمد باشد، آن را سعه صدر گویند.

اگر در امساک از سخن باشد، کتمان نامند.(راغب).[۸] در اقرب از کلیات اضافه کرده: اگر در امساک نفس از فضول مال باشد، آن را عفت و قناعت گویند.

«فاصبر کما صبر أولوالعزم من الرسل و لا تستعجل لهم»(احقاف ٣٥/٤٦) این صبر همان سعه صدر و استقامت در راه حق است. «و الصابرین فی البأساء و حین البأس» (بقره ١٧٧/٢) اصطبار: خویشتن را وادار کردن به صبر است «فاعبده و اصطبر لعبادته» (مریم ٦٥ /١٩).

مصابره: را غلبه در صبر گفته اند: «یا أیها الذین آمنوا صبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون» (آل عمران ٣/ ٢٠٠) گفته اند: یعنی ای اهل ایمان در راه خدا صبر کنید و به دشمنان در صبر بر جهاد غلبه کنید و از آنها صابرتر باشید و سر حدات خویش را حفظ کنید. در تفسیر عیاشی از حضرت صادق(ع) نقل است «… اصبروا علی الفرائض و صابروا علی المصائب و رابطوا علی الأئمة»[۹]

صبار: صیغه مبالغه است، به معنی شدید الصبر. راغب گوید: «به کسی گفته می شود که نوعی تکلف و مجاهدت (در صبر) داشته باشد. «و مزقنا هم کل ممزق إن فی ذلک لآیات لکل صبار شکور» (سباء١٩/٣٤) یعنی هر آن که دارای مجاهدت در صبر و بسیار حق شناس باشد، برای او در این گفتار آیات و عبرت هائی است. این کلمه چهاربار در قرآن آمده و همه در قالب آیه فوق. «و استعینوا بالصبر و الصلاة إن الله مع الصابرین»(بقره ١٥٣ /٢)

پس مراد از صبر،خویشتن داری است. سبب توفیق دو چیز است: توجه به خدا و استمداد از ساحت حق و استقامت و ثبات در کار.«واصبر لحکم ربک فانک بأعیننا»(طور ٤٨/٥٢).راغب آن را انتظار معنی کرده. یعنی منتظر حکم خدا باش که بر له تو و علیه کفار حکم کند. در وجه آن گفته: چون انتظار از صبر منفک نیست بلکه آن نوعی صبر است.[۱۰]

امام علی(ع) در باب صبر می فرمایند:«ینزل الصبر علی قدر المصیبه و من ضرب یده علی فخذه عند مصیبته حبط عمله»؛ صبر به اندازه مصیبت فرود میآید و آن که در مصیبت بی تاب بر رانش زند، اجرش نابود می گردد. و در گفتاری دیگر صبر را بر دو نوع می دانند:«صبر علی ما تکره و صبر عما تحب»؛ صبر بر آنچه دوست می داری.»[۱۱] البته از دیدگاه امام علی(ع) صبر بر چهار پایه قرار دارد:«..شوق، هراس، زهد و انتظار؛ آن کس که اشتیاق بهشت دارد شهوت هایش کاستی گیرد و آن کس که از آتش جهنم می ترسد از حرام دوری میگزیند و آن کس در دنیا زهد می وزد مصیبت ها را ساده پندارد و آن کس که مرگ را انتظار میکشد در نیکی ها شتاب می کند…»[۱۲] در ادامه به برخی از نمونه های صبر در زندگی امام جواد(ع) اشاره میکنیم؛ توصیه به صبر در برابر مصیبت ها، صب رر برابر لفان ودشانمن، صبر ر زندگی اجتماعی و خانوادگی و…

امام جواد(ع) در مقابل مصائب و گرفتاری های روزگار بسیار شکیبا و بردبار بود.

آن حضرت در مقابل حوادث سخت و پیشآمدهای ناگوار هیچ گاه برآشفته و مضطرب نمی شد، بلکه با توکل به خدای متعال به صبر و تحمل روی می آورد. البته این در صورتی بود که به شخص حضرت مشکلات روی می آورد؛ اما در مورد اصول اسلامی و حدود الهی کاملا در مقام دفاع برآمده و موضع گیری های اساسی و حساب شده داشت. مدارا با همسر ناشایست، بردباری در قبال ستم های حاکمان مستبد و صبر در ناملایمات فراوان زندگی همانند شهادت پدر، نمونه هایی از بردباری آن حضرت است.

آن بزرگوار صبر بر مصائب را از بهترین صفات نیک مردان قلمداد کرده و می فرمود:«الصبر علی المصیبة مصیبة علی الشامت بها»؛ شکیبائی بر ناملایمات و مصائب، بر شماتت کنندگان مصیبت زده ناگوار است.»[۱۳]

توصیه به صبر: مردی از حضرت جواد(ع) تقاضا کرد که وی را سفارشی بنماید.

(ع)فرمود: آیا اگر موعظه کنم، آن را پذیرفته و عمل می کنی؟ گفت: بلی. امام فرمود:«توسد الصبر، واعتنق الفقر؛ صبر را تکیه گاه و پشتوانه خود قرار داده، در رویارویی با فقر و ناکامی آن را در آغوش گیر.»[۱۴]

امام جواد(ع) در سخن دیگری می فرمایند:«إن أنفسنا و أموالنا من مواهب الله الهنیئة، و عواریه المستودعة، یمتع بما متع منها فی سرورو غبطة، و یأخذ ما أخذ منها فی أجر و حسبة، فمن غلب جزعه علی صبره حبط أجره و نعوذ بالله من ذلک»: جان و دارایی ما، از بخشش های گوارای خداست و عاریه سپرده اوست، تا آنجا که از آن بهره مند شویم مایه خوشی و شادی است و آنچه از آن برگرفته شود اجر و ثواب است، پس هر که جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضایع شده و پناه به خدا از آن.»[۱۵]

صبر و استقامت در برابر انحرافات

پیشوای نهم در مجموع دوران امامت خود را با دو خلیفه ی عباسی یعنی مامون (١٩٣-٢١٨) و معتصم (٢١٨-٢٢٧) معاصر بوده و هر دو نفر او را به اجبار از مدینه به بغداد احضار کردند و طبق شیوه ی سیاسی ای که مامون در مورد امام رضا به کار برده بود، او را در پایتخت زیر نظر قرار دادند.[۱۶]

دستگاه جبار عباسیان با امام جواد(ع) و شاگردان آن امام بزرگوار، بسیار ظالمانه رفتار میکرد. از یک طرف امام جواد(ع) همشیه تحت نظربود و ازطرف دیگرشاگدران حضرت هر کدام به گونه ای مورد تعقیب و تحت کنترل بودند؛ برای مثال فضل بن شاذان را از نیشابور بیرون کردند عبدالله بن طاهر چنین کرد و سپس کتب او را تفتیش کرد و چون مطالب ان کتاب ها را درباره توحید بود از بین بردند. ابو تمام شاعر نیز از این امر بی بهره نبود امیرانی که خود اهل شعر و ادب بودند حاضر نبودند شعر او را بشنوند و نسخه از آن داشته باشند. ابن ابی امیر عالم ثقه مورد اعتماد بزرگ نیز در زمان هارون و مامون محنت های بسیار دید او را سال ها زندانی کردند تازیانه زدند کتاب های او را که ماخذ عمده علم دین بود گرفتند و باعث نابودی آن شدند بدین سان دستگاه جبار عباسی با هواخواهان علم و فضیلت ظالمانه رفتار میکرد.

برخورد امام با فرقه های منحرف امام جواد(ع) در برابر فرقه هایی که در دوران آن حضرت وجود داشتند، شیعیان خود را از این نظر که این فرقه ها چه مواضعی در مقابل آنان به خود گرفته اند راهنمایی می فرمود.[۱۷] اهل حدیث اهل حدیث که مجسمی مذهب بوده و خدا را جسم می پنداشتند. امام جواد (ع) دربارە آنان به شیعیان می فرمود «من قال بالجسم فلاتعطوه شیئا من الزکاة و لا تصلوا خلفه»: اجازه ندارند پشت هر کسی که خدا را جسم می داند نماز گزارده و به او زکات بپردازند.»[۱۸]

واقفیه

واقفیه، یکی دیگر از فرقه های موجود انشعابی از شیعه در زمان امام جواد(ع) بود که به صورت مشکلی در مقابل شیعیان مطرح شده بود. آنان کسانی بودند که پس از شهادت امام کاظم (ع) بر آن حضرت توقف کرده و امامت فرزندش علی بن موسی الرضا(ع) را نپذیرفتند. وقتی از امام دربارە خواندن نماز پشت سر واقفی مذهبان سؤال شد، آن حضرت در جواب، شیعیان خود را از این کار نهی کردند.[۱۹]

دشمنی زیدیه با امامیه و طعن آنها بر امامان(ع) سبب موضع گیری تند ائمه در برابر آنها شد؛ چنان که در روایتی از امام جواد(ع) واقفیه و زیدیه را مصداق آیۀ: «وجوه یومئذ خاشعة * عاملة ناصبة»؛ (غاشیه ٢/٨٨-٣) خوانده شده و در ردیف ناصبی ها قرار گرفتند.[۲۰]

غلات

غلات نیزبه سبب آن که در بدنام کردن شیه ع سهم به سزایی داشت دن، مودر تنفر امامان بودند. خطر این ها برای شیعیان را که پیرو ائمه(ع) بودند به انحراف میکشاندند. امام جواد(ع) دربارە ابوالخطاب که از سران غلات بود، فرمودند: لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و کسانی که دربارە لعن بر او توقف کرده و یا تردید کنند.آن گاه امام به ابوالغمر، جعفر بن واقد و هاشم بن ابی هاشم اشاره کرد و پس از تذکر دربارە بهره گیری آنها از ائمه(ع) به منظور بهره کشی از مردم، آنان را در ردیف ابو الخطاب دانستند؛ حتی در روایتی به اسحاق انباری فرمودند: دو تن از غلات به نامهای ابوالمهری و ابن ابی الرزقاء- که خود را سخنگویان امامان(ع) قلمداد میکردند- به هر طریقی هست باید کشته شوند. اسحاق در صدد اجرای دستور امام بود، ولی آن دو از دستور امام مطلع شده و خود را از دید اسحاق مخفی کردند. دلیل این تصمیم امام، نقش بسیار حساس آنان در منحرف ساختن شیعیان ذکر شده است.[۲۱]

مدارا با مردم

مدارا به معنی رفق و ملایمت و مهربانی و تحمل و بردباری است.[۲۲] رفق و مدارا در هرگونه رابطه و تعامل انسانی چه رابطه و تعامل دو فرد، چه روابط خانوادگی، چه روابط یک مجتمع انسانی مهمترین قاعده در سازماندهی و تنظیم درست روابط و تعامل هاست و این امر به صورت یک اصل اجتماعی در زندگی امام جواد مشهود است.

امام جواد در این زمینه می فرمایند «من هجر المداراة قاربه المکروه؛ کسی که سازش و مدارا با مردم را رها کند، ناراحتی به او روی می آورد.[۲۳] بنابراین صبر کردن و داشتن خصلت های نیکو و دور بودن از صفات ناپسند باعث می شود انسان به کمالات اخلاقی برسد و موجبات سعادت دنیوی و اخروی خویش و جامعه اسلامی را فراهم آورد.

دستور به مدارا با پدر ناصبی

بکربن صالح گوید: به امام ابی جعفر ثانی(ع) نوشت: پدرم ناصبی و خبیث الرأی است، از او بسیار سختی دیده ام، فدایت شوم برای من دعا کن و بفرما: چه کنم، آیا افشاء و رسوایش کنم یا با او مدارا نمایم؟ در جواب نوشت: «مضمون نامه ات درباره پدرت فهمیدم، پیوسته انشاء الله برای تو دعا میکنم، مدارا برای توبهتراز افشاگری است، با سختی آسانی هست، صبر کن «إن العاقبة للمتقین» خدا تو را در ولایت کسی که در ولایتش هستی ثابت فرماید. ما و شما در امانت خدا هستیم خدایی که امانتهای خویش را ضایع نمی کند». بکربن صالح گوید: خدا قلب پدرم را به من برگردانید به طوری که در هیچ کاری با من مخالفت نمیکرد.[۲۴]

شجاعت در گفتار

امام جواد(ع) تمام فضائل اخلاقی و کمالات انسانی را از اجداد طاهرین خود به ارث برده بود. یکی از خصلت های والائی که آن گرامی به تمام معنا حائز بود، شجاعت و صراحت لهجه در گفتارهای حق طلبانه بود.

روزی مأمون الرشید از گذرگاهی عبور می کرد، کودکانی که در کوچه بازی می کردند از مشاهده موکب سلطنتی مأمون ترسیده و پا به فرار گذاشتند. فقط یک کودک در جای خود ایستاده بود. مأمون به نزد کودک رسیده و از او پرسید: چرا تو مثل دیگر بچه ها فرار نکردی؟ و از سر راه ما کنار نرفتی؟ کودک با کمال شجاعت اظهار داشت: «من گناهی مرتکب نشده ام تا به خاطر ترس از کیفر آن فرار کنم و راه هم که برای خلیفه تنگ نیست تا با کنار رفتن آن را بگشایم. تو از هرکجای راه دوست داری، بگذر!»

مأمون که از منطق قوی و صراحت لهجه کودک تعجب کرده بود، گفت: تو کیستی؟ کودک با افتخار تمام گفت: «من، محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب (ع) هستم.» مأمون پرسید: چقدر از علوم و دانش مطلع هستی؟ امام جواد(ع) فرمود: «علوم و گزارش های آسمانی از من بپرس!» مأمون با او خداحافظی کرده و رفت. او، یک باز شکاری داشت که در سفرها برای تفریح با آن به شکار می پرداخت. وقتی از امام نهم(ع) فاصله گرفت، پرنده شکاری را برای صید رها کرد و باز شکاری به سرعت در آسمان ها به پرواز در آمد و لحظاتی از افق دید خلیفه ناپدید شد. سپس بازگشت، در حالی که او ماهی کوچکی در منقار خود داشت که هنوز نمرده بود. مأمون از آن صید غیرعادی تعجب کرد. آن ماهی را در کف دست خود گرفته و به سوی شهر آمد. وقتی به همان محل بازی کودکان رسید، دوباره همه کودکان پراکنده شدند اما امام جواد علیه السلام از جای خود حرکت نکرد. مأمون پرسید: ای محمد! دردست من چیست؟ فرمود:«ای خلفیه! پدرم از پدرانش وآنان از رسول خدا(ص) وآن حضرت توسط جبرائیل از پروردگار عالمیان نقل کرده است که: خداوند متعال دریاهائی آفریده است که بخار آب از آن دریاها بلند شده و ماهیان ریز دریا را همراه خود به آسمان برده و ابرهای متراکمی را تشکیل می دهند. پادشاهان بازهای شکاری خود را به آسمان می فرستند و آنان، آن ماهی های ریز را شکار کرده و به نزد شاهان می آوردند. پادشاهان آنها را به کف دست گرفته و تلاش می کنند تا سلاله نبوت و جانشین پیامبر(ص) را با آنان بیازمایند.»

مأمون که از هوش سرشار، علم بی کران و منطق عقلانی و شجاعت آن سلاله نبوت به شدت متعجب شده بود، بی آن که از ته دل راضی باشد، زبان به تحسین امام جواد (ع) گشوده و گفت: راست گفتی و پدرانت و پروردگارت هم صادقانه سخن گفته اند. به راستی که تو فرزند امام رضا(ع) هستی».[۲۵]

حضرت امام جواد(ع) در سخن دیگری چنین می فرمایند: «الفصاحه زینه الکلام: فصاحت زینت کلام است.»[۲۶] با توجه به بیان شیوای حضرت، انسان در جبهه حق باید فصیح و متین سخن بگوید تا از یک طرف بر مخاطب تاثیر بگذارد و از طرف دیگر حق و باطل روشن گردد. که این خود از ویژگی های بارز اخلاقی انسان های بزرگ و ارزشمند است.

جود و بخشش

معروف ترین لقب پیشوای نهم شیعیان «جواد» است. آن رهبر فرزانه را به خاطر جود و عطای فراوانش به این نام خوانده اند که برگرفته از نامهای زیبای پروردگار متعال است. در فرازی از دعای امام صادق می خوانیم: «أَنتَ اللهُ لا اله الا أنتَ الجَوادُ الماجد»[۲۷]

و در فرازی ای دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان، همنوا با امام زین العابدین میخوانیم: «یا الله یا جواداً لا یَبخَلُ یا الله لک الأسماء الحسنى؛ خداوندا! ای بخشنده ای که در او بخل راه ندارد خداوندا تو دارای نامهای زیبا هستی!»[۲۸] نام «جواد» یادآور جود و بخشش و احسان پروردگار متعال است که در وجود مقدس حضرت امام محمد تقی تجسم یافته است و کرامت و احسان پدران بزرگوارش را در اذهان زنده می کند. در اینجا برخی از نمونه های جود و احسان حضرتش را به نظاره می نشینیم:

علی بن مهزیار میگوید: «رأیت أبا جعفر الثانی یصلّى الفریضة وغیرها فی جبة خز طاروی و کسانی جنة وذکر أنّه لبسها على بدنه وصلّى فیا وأمرنی بالصلاة فیها: حضرت امام محمد تقی را دیدم که نماز واجب و غیر واجب خود را در یک قبای خز طارونی به جا می آورد و برای من هم قبای خزدیگری بخشید و فرمود: این لباس اهدائی را در هنگام نماز خواندن بپوش.»[۲۹]

امام جواد در کمک رسانی به محرومان و درماندگان نهایت تلاش خود را به عمل می آورد و تا حد امکان به آنان کمک می کرد.

محمد بن سهل بن یسع قمی از افرادی است که به افتخار دریافت لباس متبرک از امام نهم نائل آمده است، او در این مورد می گوید:

من در شهر مکه مجاور بودم. از آنجا به مدینه آمده و به حضور امام جواد رسیدم. در نظر داشتم که از آن امام عالیقدر درخواست کنم که به من لباسی به عنوان تبرک عنایت کند، اما فرصت نشد و از محضرش خداحافظی کرده و بیرون آمدم در پیش خود:گفتم حالا که حضوراً نتوانستم خواسته ام را به آقا بیان کنم، پس طی نامه ای از محضر آن گرامی خواسته ام را طلب می کنم.

نامه ای نوشته و تقاضایم را در آن اظهار کردم. سپس تصمیم گرفتم که به مسجد رفته و دو رکعت نماز بخوانم آن گاه صد مرتبه به درگاه الهی استخاره نمایم، اگر به دلم افتاد که نامه را به حضورش میفرستم و اگر نیفتاد، نامه را پاره کرده و به دور بریزم.

نماز را خواندم و بعد از نماز به دلم افتاد که نامه را به حضورش نبرم و آن را پاره کرده و از شهر مدینه بیرون آمدم و در همین موقع که به راه افتاده بودم، پیکی از راه رسید و لباسی را که در بقچه ای پیچیده بود، به همراه داشت. به من گفت: مولای تو! (امام جواد(ع)) این لباس را برایت فرستاده است. لباس های تقدیمی امام، دو لباس نرم و نازک بودند.احمد بن محمد گفته است: محمد بن سهل از دنیا رفت؛ من غسل دادم و در آن دو لباس اهدائی (ع) او را کفن کردم.[۳۰]

از جمله درس های اخلاقی امام جواد(ع) در موضوع سخاوت می توان به روایات زیر اشاره کرد:

«من استغنی کرم علی أهله»: کسی که بی نیاز شد، و گفت: نه مگر این که این بخشش مفید باشد. سپس گفت: از کجا این را گفتی؟ آن مرد گفت: مردی در مجلس بعضی از صادقین گفت: مردم ثروتمند را احترام می کنند اگرچه ازثرت او بهره مند نشوند. پس گفت: برای این که معشوق آنها، مالی است که نزد اوست.

هم چنین حضرت سخاوت را نیکی کردن و اداء حقوق الهی می داند: «و من سخائه بره بمن یجب حقه علیه و إخراجه حق الله من ماله»: از سخاوت انسان، نیکی به کسی است که حق واجب بر او دارد و خارج کردن حق خدا از مال خود است.

امام جواد(ع) در بیانی دیگر بخشش در راه خدا را از نشانه های تکمیل ایمان معرفی میکنند: «و اربع من کن فیه استکمل الإیمان: من اعطی لله، و منع فی الله، و احب لله، و ابغض فیه؛ و چهار چیز است، در هرکه باشد ایمان او کامل می شود: کسی که برای خدا بخشش کند و برای خدا منع کند و برای او دوست دارد و برای دشمن دارد.»[۳۱]

در باب پرداخت حق الناس از سوی امام جواد(ع) می توان به نمونه زیر اشاره کرد:

مطرفی گفت: «حضرت رضا (ع) که از دنیا رفت من چهار هزار درهم از او طلبکار بودم کسی جز من و ایشان اطلاع نداشت. حضرت جواد(ع) پیغام داد که فردا صبح بیا پیش من و فردا خدمت ایشان رسیدم. فرمود: پدرم از دنیا رفت تو چهار هزار درهم از آن جناب طلبکاری. عرض کردم: آری فرش نماز را بلند کرد. زیر آن مقداری دینار (سکه طلا) بود به من داد قیمت آن دینارها معادل چهار هزار درهم بود در آن وقت.»[۳۲]

مثالی دیگر در زمینه بخشندگی امام جواد(ع) می توان به بخشش ده هزار درهم از سوی امام اشاره کرد:«یکی از یاران (ع)که به آن حضرت بدهکار بود نزد وی آمد و عرض کرد: فدایت شوم! مرا در مورد آن ده هزار درهم حلال کن که انفاقش کردم. امام به او فرمود: تو را حلال کردم…»[۳۳]

روایت شده که پارچه های قیمتی آن حضرت(ع) را که قیمتی هم بود می آوردند، در بین راه آن را دزدیدند. کسی که این بار را می اورد این ماجرا را با نامه به اطلاع امام رساند آن حضرت در پاسخ نامه او به خط خویش نوشت: جانها و اموال ما از مواهب گوارای خداست و عاریه هایی است که دست ما به امانت است. پس تا وقتی که از آنها استفاده شود موجب سرور و شادکامی است و انچه که از آنها گرفته شود اجر و پاداش در پی دارد. پس هرکس که بی تابی اش بر صبرش چیره شود، اجرش تباه می گردد و ما از این امربه خدا پناه می بریم.»[۳۴]

تعاون

خدمت به مردم و رفع نیازهای آنان در متن زندگی امامان معصوم(ع)قرار دارد. امام جواد(ع) نیز در این عرصه پیشتاز بود. آن بزرگوار می فرمود:«ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله کثرة الاستغفار و خفض الجانب و کثرة الصدقة»؛ انسان با داشتن سه خصلت پسندیده می تواند به مقام رضوان و خشنودی الهی برسد: زیاد طلب آمرزش کردن، نرمخوئی و مدارا با مردم و زیاد صدقه دادن.[۳۵]

هم چنین حضرت در سخنی دیگر می فرمایند:«ثلاث من عمل الأبرار إقامة الفرائض و اجتناب المحارم واحتراش من الغفله فی الدین» سه عمل از نیکان است: اقامه واجبات، و اجتناب از محرمات و حراست در برابر غفلت در دین.[۳۶]

با توجه به شخصیت امام جواد(ع) و دوران کوتاه زندگی ایشان، نرم خویی و صبر در برابر مسائل مختلف، دفاع از دین و انجام اوامر الهی جزء لاینفک زندگی حضرت می باشد.

از منظر امام جواد(ع) «خدمت رسانی» به مردم، در اثر نزول رحمت الهی بر انسان است و اگر فردی در این عرصه کوتاهی و سهل انگاری نماید، ممکن است نعمت های الهی را از دست بدهد. به این جهت، آن حضرت فرمود:«ما عظمت نعمة الله علی عبد الّا عظمت نعمة الله علی عبد الّا عظمت مؤونة الناس. فمن لم یتحمل تلک المؤونة فقد عرض النعمة للزوال»نعمت خداوند بر کسی فراوان نازل نمی شود مگر اینکه نیاز مردم به وی بیشتر می شود. هرکس که در رفع این نیازمندی ها نکوشد و سختی های آن را تحمل نکند، نعمت الهی را در معرض زوال قرار داده است.[۳۷]

آن گرامی اعمال نیک و آثار خدمت به دیگران را برای نیکوکاران مفیدتر از افراد نیازمند می داند و می فرماید:«نیکوکاران به نیکی کردن بیشتر نیاز دارند تا افراد محتاج و نیازمند؛ چرا که انسان های خیر، پاداش اخروی، افتخار و نام نیک را در پرونده اعمال خود ثبت می کنند. هرکسی که به خدمت گزاری و نیک رفتاری با مردم و اهل درد می پردازد، اول به خودش خیر و نیکی می رساند. پس او تشکر و قدردانی را در عملی که برای خود انجام داده است، از دیگری توقع نداشته باشد.»[۳۸]

حضرت امام جواد(ع) در توصیه به نکوکاری و داشتن مهارت های مربوط به انجام اعمال چینن سفارش می کند: «لا تاعجلوا الامرقبل بلغوه فتدنموا و لا یطلون عکیلم الامد،فتقسوا قلوبکم وارحموا ضعائکم واطلبوا الرحمه من الله بالرحمه لهم»:پیش از رسیدن زمان مناسب در کار شتاب مکنید که پشیمان خواهید شد و زیاد هم حوصله به خرج ندهید که موجب قساوت و سختی قلب است. به ضعیفان خود ترحم کنید و به توسط ترحم بر آنان از خداوند برای آنان طلب رحمت بر خودتان نمایید.[۳۹]

خدمتگزار صادق

مردی از اهالی سیستان که در یک سفری با امام محمد تقی(ع) همراه شده، خاطره ای شنیدنی از آن سفر را گزارش کرده است، او می گوید:

در سال اول خلافت معتصم من با امام نهم همسفر شدم. در همه موارد با هم بودیم.

روزی در سر سفره غذا نشسته بودیم که عرض کردم: فدایت شوم! فرماندار شهر ما، یکی از دوستان و شیفتگان شما اهل بیت(ع)است. مأمورین او برای من مالیات نوشته و پرداختن آن برایم سنگین است. شما لطف کنید و نامه ای برای او بنویسید که با من مدارا کند. امام فرمود: «من او را نمی شناسم.» گفتم: فدایت شوم! همان طوری که عرض کردم، او از محبین شما اهل بیت(ع)است. نامه شما برای من در نزد او خیلی کارساز و مشکل گشا خواهد بود. اما کاغذی را برداشته و چنین نوشت:

«بسم الله الرحمن الرحیم؛ اما بعد، حامل این نامه به تو، نکته زیبائی را یادآور شد که توبه آیین پسندیده ای گرایش داری! مطمئنا تو در مقابل عمل نیک، پاداش نیکی خواهی داشت. به برادرانت احسان کن و بدان خداوند عزیز و جلال از ریزترین اعمال و رفتارت سؤال خواهد کرد.»

مرد سجستانی در آخر می گوید: «قبل از رسیدن من به سیستان، حسین بن عبدالله نیشابوری (فرماندار سیستان) از نامه امام با خبر شده بود و هنگامی که من به شهرم نزدیک می شدم، هنوز دو فرسخ مانده بود که به استقبالم آمد. نامه را به او دادم. او آن را بوسیده و روی چشمانش گذاشت و به من گفت: چه خواهی؟ گفتم: در دفتر محاسبات شما برای من مالیاتی نوشته اند که توان پرداخت آن را ندارم. دستور داد آن را برای من ببخشند و اضافه کرد:«تا زمانی که من فرماندار شهر شما هستم، تو را از خراج و مالیات معاف کردم.» سپس از خانواده ام پرسید و من وضعیت اقتصادی خود و خانواده ام را برایش شرح دادم. اودست رواد که در م ودر مشکل م شیعتی من اقداماتی انجام شود و مقداری هم اضافه به من کمک کرد.تا او زنده و در منصب فرمانداری سیستان بود، از من مالیات و خراج نگرفتند و احسان و عطایایش را تا آخر از من قطع نکرد.[۴۰]

امام جواد(ع) از دیدگاه دیگران:

محمد بن طلحه شافعی (م. ٦٥٢ ه.) می گوید:«و ان کان صغیر السن فهو کبیر القدر رفیع الذکر هرچند او (امام جواد) سن کمی داشت، ولی بزرگ مقدار و بلند آوازه بود.[۴۱] ابن حجر میثمی می گوید: «مأمون او را به دامادی انتخاب کرد، زیرا با وجود کمی سن از نظر  علم و آگاهی و حلم بر همه دانشمندان برتری داشت…»[۴۲]

ابن جوزی حنفی (م. ٦٥٤ ه.) می گوید: «امام محمد ابوجعفر ثانی در علم و تقوی و زهد و بخشش بر روش پدران خویش بود… و از لقبهای او مرتضی و قانع است…»[۴۳]

درس های اخلاقی امام جواد(ع)

سه عمل نیک: حضرت فرمود: «ثلاث من عمل الابرار: اقامة الفرائض و اجتناب المحارم واحتراس من الغفلة فی الدین»سه [چیز] از اعمال نیک انسان شمرده می شود: برپایی انجام واجبات، دوری از محرمات، دوری و پرهیز از غفلت در دین…»[۴۴]

سه نیازمندی مؤمن: امام جواد(ع):«المؤمن یحتاج الی ثلاث خصال توفیق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ینصحه؛ مؤمن به سه چیز نیازمند است: توفیقی از خداوند، واعظی از درون، و پذیرش نصیحت از دیگران»[۴۵]

سه راه جذب دیگران: حضرت جواد (ع) فرمود:«ثلاث خصال تجتلب بهن المحبة: الانصاف فی المعاشرة و المواساة فی الشدة و الانطواع و الرجوع علی قلب سلیم[۴۶]

با سه چیز می توانی جلب محبت دیگران کنی: انصاف داشتن در برخوردها، همدردی با دیگران در سختیها و راحتیها، و داشتن قلب سلیم»

نشانه کمال ایمان: حضرت فرمود:«اربع من کن فیه استکمل الایمان؛ من اعطی لله و منع فی الله و احب لله و ابغض فیه» چهار چیز در هرکس باشد، ایمانش کامل شده است: کسی که برای خدا عطا (و انفاق) کند و در راه خدا منع کند، و برای خدا دوست بدارد و در راه خدا بغض بورزد»[۴۷]

دقت در انتخاب دوست: «إیاک و مصاحبة الشریر، فإنه کالسیف المسلول، یحسن منظره و یقبح اثره»؛ مواظب باش از مصاحبت و دوستی با افراد شرور، چون که او همانند شمشیری زهرآلود، براق است که ظاهرش زیبا و اثراتش زشت و خطرناک خواهد بود.[۴۸] عزت مومن: «عز المؤمن غناه عن الناس»؛ عزت و شخصیت مؤمن در بی نیازی و طمع نداشتن به مال و زندگی دیگران است.[۴۹]

گناه عامل مرگ: «موت الانسان بالذنوب اکثر من موته بالاجل و حاته بالبراء کثر من حیاته بالعمر»؛ فرا رسیدن مرگ انسان ها، به جهت معصیت و گناه، بیشتر است تا مرگ طبیعی و عادی، همچنین حیات و زندگی لذت بخش به وسیله نیکی و احسان به دیگران بیشتر و بهتر است از عمر بی نتیجه.[۵۰]

زیور علم و عقل: «خفض الجناح زینة العلم، و حسن الادب زینة العقل، و بسط الوجه زینة الحلم»؛ تواضع و فروتنی زینت بخش علم و دانش است، ادب داشتن و اخلاق نیک زینت بخش عقل می باشد، خوش روئی با افراد زینت بخش حلم و بردباری است.[۵۱]

موقعیت شناسی عامل موفقیت: «من لم یعرف الموارداء عیته المصادر»؛ هرکس موقعیت شناس نباشد جریانات، او را می رباید و هلاک خواهد شد.[۵۲]

مشورت و توکل: «ثلاث من کن فیه لم یندم: ترک العجلة، و المشورة و التوکل علی الله عند العزم»سه چیز است که هر کس آن را مرعات کند، پشیمان نگردد:١- اجتناب از عجله ٢- مشورت کردن ٣- توکل بر خدا در هنگام تصمیم گیر.»[۵۳]

حقیقت ادب: «اجتماع خصال الخیر، و تجافی خصال الشر،و بالادب یبلغ الرجل المکارم الاخلاق فی الدنیا و الاخرة، و یصل به الی الجنة» امام جواد (ع) فرمود: حقیقت ادب و تربیت عبارت است از: دارا بودن خصلت های خوب، از صفات زشت و ناپسند. انسان به وسیله أدب – در دنیا و آخرت – به کمالات اخلاقی می رسد؛ و نیز با رعایت أدب نیل به بهشت می یابد.»[۵۴]

کسب رضایت خداوند: «ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله: کثرة الاستغفار، و خفض الجانب، و کثرة الصدقة». امام جواد(ع) فرمود: سه چیز، سبب رسیدن به رضوان خدای متعال می باشد: نسبت به گناهان و خطاها، زیاد استغفار و اظهار ندامت کردن. اهل تواضع کردن و فروتن بودن. صدقه و کارهای خیر بسیار انجام دادن.»[۵۵]

پرهیز از ظلم: قال الإمام الجواد(ع): «العامل بالظلم، و المعین له، و الراضی به شرکاء».امام جواد(ع) فرمود: انجام دهنده ظلم، کمک دهنده ظلم و کسی که راضی به ظلم باشد، هر سه شریک خواهند بود.[۵۶]

اعتماد به خدا: «الثقة بالله ثمن لکل غال و سلم إلی کل عال»: اعتماد به خداوند بهای هر چیز گرانبها و نردبان هر امر بلند مرتبه ای است.[۵۷]

نتیجه گیری

هدف کلی پژوهش یافتن صفات و ویژگی های اخلاق فردی و اجتماعی امام و پیشوای نهم شیعیان، امام جواد(ع) است. همان طور که در محتوای مقاله اشاره شد امام نهم نمونه کامل صفات و فضائل اخلاقی اند. صفات فردی حضرت امام جواد عبارتند از: وقار و متانت، شجاعت، پرهیزکاری، نیکوکاری، وفادار، منزه از عیب، راهنمای امت، پاکیزه، وارث امامان، گنج رحمت، منبع حکمت، پیشرو برکت، اخلاص، حجت والا مقام، کلمه والا، دعوت کننده خلق به حق، راهنمای امت، مفسر قرآن، یاور دین، پیشوای امت، حجت بر بندگان، مقتدا و هدایت گر، خشوع و فرتنی، و… ویژگی های اخلاق اجتماعی را هم می توان در صبر، مدارا، دوراندیشی، خدمت به خلق خدا، نیکوکاری، انفاق و بخشش، و… خلاصه کرد.

پی نوشت ها:

[۱] زندگانی چهارده معصوم(ع)، ترجمه إعلام الوری؛ متن؛ ٤٥٩.. ۹۵۳:۴

[۲] همان: ٤٥٩.

[۳] سرور الفواد (زندگانی حضرت امام جواد): ١٦٣

[۴] دوائر المعارف: ٣٦.

[۵] ستارگان درخشان، کتابفروشی اسلامیه ١١: ٢٧

[۶] نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد:٨٤

[۷] مفاتیح الجنان. مزار

[۸] ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن ٢: ٣٧١

[۹] الکافی ٨١:٢ باب أداءالفرائض، الحدیث ٣.

[۱۰] قاموس قرآن ٤: ١٠٥.

[۱۱] نهج البلاغه: ١٠٧.

[۱۲] همان: ٩٥٦.

[۱۳] کشف الغمه ٣: ٥٩١.

[۱۴] تحف العقول ٣: ٥٥٤.

[۱۵] تحف العقول: ٩٧٤.

[۱۶] سیره پیشوایان: ٩٧٤.

[۱۷] www.setareh.ir

[۱۸] التوحید، ص ١٠١؛ من لا یحضره الفقیه ١: ٣٧٩؛ التهذیب ٣: ٢٨٣.

[۱۹] من لا یحضره الفقیه ١: ٣٧٩

[۲۰] رجال کشی: ٣٩١؛ مسند الامام جواد(ع):١٥٠ رک:

(عبدالکریم پاک نیا، شماره ی ٦٥، فصلنامه ی کوثر)

[۲۱] همان: ٤٤٤.

[۲۲] لغت نامه دهخدا، ذیل واژه مدارا.

[۲۳] مسند الامام الجواد: ٢٤٣.

[۲۴] بحار الانوار ٥: ٥٥.

[۲۵] بحارالأنوار ٣٩٧:٥٦-٣٩٨.

[۲۶] کشف الغمه ٣: ٣٧٩.

[۲۷] الکافی ٣٨٥:٢.

[۲۸] اقبال الاعمال: ٥٢٢.

[۲۹] من لا یحضره الفقیه ٢٦٢:١؛ وسائل الشیعه

[۳۰] بحارالانوار٤٤:٥؛ فتح الابواب: ٣٤٢.

[۳۱] علامه سید محمدکاظم قزوینی، زندگانی امام جواد(ع)٢١٣.

[۳۲] ارشاد مفید: ٣٠٦.

[۳۳] بحارالانوار ٥: ١٠٥.

[۳۴] تحف العقول: ٣٣٩.

[۳۵] کشف الغمة ٥٩١:٣.

[۳۶] بحارالأنوار ٨١:٧٥.

[۳۷] امالی شیخ طوسی: ٣٠٦.

[۳۸] کشف الغمة ٢٩١:٣.

[۳۹] کشف الغمة ٥٩١: ٣.

[۴۰] تهذیب الاحکام ٤٣٣:٦؛ کشف الغمه ٥٩١:٣.

[۴۱] مطالب السئوول: ٢٣٩.

[۴۲] الصواعق المحرقة: ٢٠٥.

[۴۳] بحارالانوار٨١:٧٥.

[۴۴] بحارالانوار ٨١:٧٥.

[۴۵] همان: ٣٥٨.

[۴۶] همان: ٨٢.

[۴۷] همان: ٨١.

[۴۸] اعلام الدین: ٣٠٩.

[۴۹] بحارالانوار١٠٩:٧٢.

[۵۰] کشف الغمة ٣٥٠:٢.

[۵۱] همان: ٣٤٧.

[۵۲] اعلام الدین: ٣٠٩.

[۵۳] مسند الامام الجواد(ع):٢٤٧.

[۵۴] ارشاد القلوب: ١٦٠.

[۵۵] کشف الغمة ٣٤٩:٢.

[۵۶] کشف الغمة ٣٤٨:٢

[۵۷] مسند الامام الجواد(ع):٢٤٤

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.