حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه شنبه, ۸ آذر , ۱۴۰۱ 6 جماد أول 1444 Tuesday, 29 November , 2022 ساعت ×
روحانیان و پویایی فرهنگی ملت ایران
09 فوریه 2022 - 10:04
شناسه : 3372
بازدید 204
4

نویسنده در این پژوهش با نگاهی نو، به ارائه تعاریف، مفاهیم و کلید واژه هایی چون روحانی، مجتهد، حوزه علمیه، فرهنگ و… به ارزیابی نقش روحانیان در پویایی فرهنگی ملت ایران قبل، حین و پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته است. محقق در تلاشی مجدانه و رعایت انصاف که از شاخص ترین ویژگی های یک […]

ارسال توسط : نویسنده : دارابی، علی منبع : مجله اندیشه انقلاب اسلامی، شماره 8و7
پ
پ

نویسنده در این پژوهش با نگاهی نو، به ارائه تعاریف، مفاهیم و کلید واژه هایی چون روحانی، مجتهد، حوزه علمیه، فرهنگ و… به ارزیابی نقش روحانیان در پویایی فرهنگی ملت ایران قبل، حین و پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته است. محقق در تلاشی مجدانه و رعایت انصاف که از شاخص ترین ویژگی های یک اثر علمی است به خدمات و تأثیرگذاری نهاد روحانیت در ایران اشاره کرده و با هدف کارآمدی به آسیب شناسی آن نیز پرداخته است. این بررسی متکفل مباحثی چون پیوند روحانیت با مردم، همکاری حوزه و دانشگاه، پیوند مذهب و سیاست و الزام روحانیت در مشارکت سیاسی، تعیین ادوار حضور روحانیت در عرصه فرهنگ و اجتماع در ایران قبل و بعد از انقلاب و تقسیم بندی گرایش های غالب در روحانیت پس از نهضت اسلامی ۱۵ خرداد، می باشد. پژوهشگر با رویکردی تازه به تبیین نقش آفرینی روحانیت در چهار دوره پس از انقلاب اسلامی: دوره تأسیس و ایجاد نظام (۱۳۶۰-۱۳۵۷)، دوره استقرار نظام (۶۸-۱۳۶۰)، دوره ثبات نظام (۷۶-۱۳۶۸) و دوره چهارم (از دوم خرداد ۷۶ تا کنون) پرداخته و خدمات و آسیب های هر دوره را تبیین و ارزیابی کرده است.

نویسنده بر این باور است که بخش عمده آثار مکتوب در عرصه فرهنگ دینی متعلق به روحانیت است. استقلال واقعی ایران در طول تاریخ مدیون روحانیت و حضور آن در صحنه بوده است. هرگاه تمامیت ارضی، استقلال و منافع ملی کشور به خطر افتاده است روحانیت در دفاع و پاسداری از آن نقش اول را ایفا کرده است. و در عین حال همواره بر لزوم بازنگری و آسیب شناسی در سازمان روحانیت به دست خود روحانیون تأکید کرده است، چرا که راز ماندگاری و حفظ جایگاه روحانیت در این نکته کلیدی نهفته است.

الف) تعاریف

روحانی: در لغت منسوب به روح است و روح و روان مربوط می شود. پارسا و اهل صفا، فقیه، دانشمند و پیشوای مذهبی؛ و منظور از روحانی علما و فقها و پیشوایان دینی است.(۲) آن دسته از علمای روحانی که مردم در تکالیف شرعی از آنان پیروی می کنند را «مراجع تقلید»(۳) می نامند. و «مجتهد» نیز در لغت کسی است که در به کار انداختن قوای ذهنیش، کمال جد وجهه را دارد و اصطلاحا به عالمی اطلاق می شود که احکام فقهی را از منابع اصلی استنباط و استخراج می کند.(۴)

«حوزه های علمیه» مراکز تحصیل و تدریس طلاب و دانش پژوهان علوم دینی است و بالأخره «مساجد» مرکز اقامه نماز، تعلیم و تربیت، بیان مواعظ اخلاقی و نیز سنگری است که در اختیار روحانیت قرار دارد تا ارتباط فراگیر و گسترده ای با مردم داشته باشند؛ چرا که ایفای نقش مردم در صحنه های مختلف جامعه لازم است.

«فرهنگ» مجموعه ای از نمادها و معانی، که طی حیات طولانی یک جامعه و در بطن تحول تاریخی شکل گرفته است را فرهنگ می گویند. این پدیده از حضور حیات فردی و جغرافیایی، تا عوامل جهانی و بین المللی تأثیر می پذیرد و سرانجام به عادات و تمایلات جامعه تبدیل می گردد. از نظر جامعه شناسان، فرهنگ بیانگر نگرش ما به دنیا و تفکرمان درباره تمام ابعاد زندگی، اعم از مادی یا معنوی! ارزش ها، هنجارها، دانشها، هنرها، عاطفه ها، سلیقه ها، خلقیات، آداب و رسوم و قوانین را در برمی گیرند و همین ویژگیهاست که سبب تمایز جوامع از یکدیگر می گردد.(۵) برخی از پدیده فرهنگ، کارکرد هویت بخشی، آفرینش خودآگاهی جمعی و فردی، احساس همبستگی و انسجام اجتماعی را انتظار دارند.(۶)

ب) پیوند روحانیت با مردم:

روحانیت در تاریخ ایران همواره نقش حاملان فرهنگ را داشته و از نظر جایگاه نیز، در مقام برجسته ای قرار داشته اند. در تاریخ ایران پس از اسلام و گرایش ایرانیان به مذهب تشیع، گویی میان روحانیت شیعه و مردم، پیوندی ناگسستنی وجود داشته است؛ به گونه ای که نظریه رایج در جامعه ما، درباره روحانیت چنین است که، «روحانیت، به عنوان سازمان رهبری کننده مردم و گروهی از افراد هستند که پیشرفت یا انحطاط جامعه را با روحانیت در ارتباط می دانند.(۷)

تاریخ معاصر ایران مشحون از حضور روحانیان و مجتهدان بزرگی است که همت خود را صرف «بیداری و آگاه سازی مردم» کرده اند. در گذشته تاریخ ایران؛ هنگامی که علم و دانش گسترش نیافته بود و بی سوادی بیداد می کرد، امکانات تعلیم و تربیت محدود، و در اختیار طبقات خاص چون اشراف و درباریان بود؛ نهاد روحانیت در حوزه ها و مدارس علمیه پذیرای مشتاق طالبان علم و معرفت بود.

در گذشته «مکتب خانه ها» نقش مهمی در آموزش علم و دانش به مردم و آشنایی جامعه با مفاهیم دینی و قرآن داشتند. توجه به امر سواد و دانش در میان روحانیت در ایران به قدری فراگیر و گسترده بود که به هنگام احداث و آغاز فعالیت دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی که نماد آموزش عالی در ایران محسوب می گردید برای تدریس دروس از جمعی از اساتید و فرهیختگان حوزه های علمیه دعوت کردند و این امر، بیانگر جایگاه و منزلت علم و دانش در میان روحانیت بوده است.

«برخوردار بودن از دانش» «تقلید از مراجع تقلید» و «نقش بیدار کننده روحانیت در جامعه»، «پاسداری از قرآن و مذهب» و بالاخره «دفاع از حقوق مردم» موجب گردیده است که از دیر باز، میان روحانیت و مردم رابطه مرید و مرادی وجود داشته باشد و مردم روحانیان را نماد دفاع از دین و حقوق مردم بشناسند.(۸)

ج) پیوند مذهب و سیاست:

برای تبیین جایگاه و نقش روحانیت در اجتماع، پرداختن به این پرسش که اساسا، میان مذهب و سیاست چگونه پیوندی وجود دارد، که موجبات حضور گسترده روحانیون در جامعه گردیده است، ضروریست. پاسخ آن است که «اندیشه سیاسی»، فعالترین حوزه از حیات فکری مسلمانان در دو قرون اخیر بوده است. همچنین مبارزات استقلال طلبانه برای حاکیت نظام دینی و داشتن برنامه ای جامع برای اداره زندگی مسلمانان توسط دین اسلام نیز باید مورد توجه قرار گیرد.(۹) علاوه براین باید دلایل دیگری را در تأثیرگذاری حضور روحانیت در صحنه سیاست و اجتماع مورد بررسی قرار داد؛ چرا که اگر جان و جوهر سیاست همانا هنر زیستن و کارکردن با دیگران است، از پنج رکن [نماز، روزه، زکات، حج، جهاد] چهار رکن مناسب اعتلای روحیه همکاری و انسجام گروهی در میان پیروان آن است. همچنین اگر جان و جوهر سیاست، تلاش در پی کسب قدرت باشد، باز هم به سختی می توان جهان بینی سیاسی تر از اسلام پیدا کرد. دلیل ساده تری هم برای همبستگی اسلام با سیاست به عنوان هنر حکومت وجود دارد، «امر به معروف و نهی از منکر» و تلاش برای دفاع از حکومت مورد نظر ومخالفت با حکومت مخالف دین را نیز باید به این فهرست اضافه کرد.(۱۰) اگر مشروعیت حکومت از نظر شیعه را با امام معصوم (ع) مرتبط بدانیم، آنگاه «اسلام شیعی» و نقش آفرینی «روحانیت» در آن معنا و مفهومی خاص می یابد، چنین نظریه و جایگاهی، ما را به دو هزار و دویست سال قبل رهنمون می سازد.(۱۱)

این منزلت و جایگاه، اختیارات و صلاحیت ویژه ای را به شیعه اعطا می کند که با تکیه بر عنصر «اجتهاد» توأمان، وظیفه و اختیار مهمی را متوجه روحانیت می سازد. در تاریخ سیاسی ایران معاصر در عصر صفویه، پس از گذشت بیش از شش قرن از زمان غیبت، برای اولین بار شاهد شکل گیری حکومت فراگیر شیعی هستیم. در عصر قاجار، علما با صدور فتوای جهاد و تشویق و ترغیب مردم برای پیوستن به جنگ، نقش بااهمیتی پیدا می کنند. فتوای میرزای شیرازی در تحریم استعمال توتون و تنباکو را می توان نقطه عطف عصر جدید در زندگی اجتماعی روحانیت برشمرد. اما وضعیت روحانیت در دوران پهلوی، شرایط دیگری یافت. دوران رضاشاه اوج سرکوب و انزوای روحانیت است. از سال ۱۳۰۵ ه . ش به بعد، با کشف حجاب زنان، تغییر لباس مردان، تأسیس محاکم عرفی و تشکیلات دادگستری موجبات خروج بسیاری از مناصب حقوقی و قضایی از دست روحانیان فراهم می شود. به علاوه گسترش ناسیونالیسم افراطی ایرانی، نوعی بی اعتنایی نسبت به مذهب و حاملان دین [روحانیت] را به دنبال داشت. در سال های ۳۲۱۳۲۰ با سقوط رضاشاه، نیروهای اجتماعی سیاسی سرکوب، و روحانیون آزاد شدند و بدین ترتیب، بخشی از نفوذ از دست رفته خود را، دوباره به دست آوردند. بنابراین، نهضت ملی شدن نفت، مرهون ائتلاف نیروهای مذهبی و ملی به رهبری آیت الله کاشانی بود… از سال ۱۳۴۲ به دلیل «نوسازی به سبک غربی» که پیامدهای آن تخریب باورهای دینی و نادیده انگاشتن ارزشها، تضیع حقوق مردم و… بود، واکنش منفی بخشهایی از روحانیت به رهبری حضرت امام خمینی (ره) برانگیخته شد که خود سرآغاز نهضت اسلامی پانزدهم خرداد ۱۳۴۲ گردید.(۱۲) از این تاریخ تا پیروزی انقلاب اسلامی شاهد شکل گیری سه نوع گرایش، از سوی روحانیان در ایران هستیم:

اول: روحانیت متعهد و مبارز به رهبری حضرت امام خمینی (ره)، که این گرایش، خواهان استقرار حکومت اسلامی به جای حکومت سلطنتی بود.

دوم: روحانیت متحجر و واپسگرا، که نحله های فکری در حوزه های علمیه از جمله قم و انجمن حجّتیه را می توان در این بخش جای داد. این گرایش مخالف هر گونه مبارزه با رژیم شاه بود، و به نوعی قیام در زمان غیبت امام زمان (عج) را جایز نمی دانست.

سوم: روحانیت درباری و سلطنت طلب که در رأس این جریان، آیت الله سید کاظم شریعتمداری قرار داشت. این گرایش وجود سلطنت و حکومت شاه را پناهی برای اسلام در برابر هجوم کمونیسم برمی شمرد و شاه را «ظل الله» می دانست.

روحانیت قبل از انقلاب اسلامی، بدین سان به نقش آفرینی و ایفای رسالت خود همت گماشت؛ هر چند که با موانع و مخالفتهایی مواجه بود؛ اما این حضرت امام خمینی (ره) بود که توانست با نظریه پردازی «حکومت اسلامی» بر پایه «ولایت فقیه»، به اثبات نامشروع بودن حکومت سلطنتی و لزوم قیام ملت برای اقامه حکوت اسلامی بپردازد. ایشان با همکاری یاران و همراهان خود و همچنین حضور فراگیر مردم توانستند، قیامی را که از خرداد ۱۳۴۲ آغاز شده بود، در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بر پیروزی برسانند. که ثمره آن (جمهوری اسلامی) بود. بنابراین، برای نخستین بار، در پرتو یک حکومت، «جمهوریت و اسلامیت» به صورت نهادینه شده و قاعده مند درتاریخ ملت ایران شکل گرفت و روحانیت نیز در این جریان، به پویایی فرهنگی و سیاسی ملت ایران همت گماشت و اندیشه هایی چون؛ نامشروع دانستن رژیم سلطنتی، لزوم مبارزه ومجاهده با بیگانگان برای تحقق استقلال واقعی، دفاع از حقوق ملت که اوج آن در بیگانه ستیزی [استعمار و استثمار] و استبداد تبلور می یافت، به جامعه تسری یافت.

سیل خروشان ملت، رژیم دو هزار و پانصد ساله سلطنتی را خاتمه یافته تلقی کردند و این واقعه، سرآغاز حیات جدیدی را در زندگی ایرانیان مژده داد.

د) روحانیت پس از انقلاب اسلامی:

پیروزی انقلاب اسلامی واستقرار جمهوری اسلامی که نماد اصلی آن حکومت دینی به رهبری ولایت فقیه بوده به ویژه آنکه رهبری انقلاب، با حضرت امام خمینی (ره) و نهضت نیز با روحانیت بوده است موجب احراز جایگاه ویژه برای روحانیت در ایران شد. در یک دسته بندی کلی ادوار حضور روحانیت در ایران پس از انقلاب اسلامی را به چهار دوره می توان تقسیم کرد:

دوره اول؛ تأسیس و ایجاد نظام:

دراین دوره روحانیت در زمره معمار و طراح اصلی، ایفای نقش می کند. تدوین قانون اساسی و طراحی ساختارهای مورد نیاز کشور ، به ویژه نظام قضایی را، باید مورد تأکید قرار داد. شهیدان والامقامی همچون مطهری. بهشتی، باهنر، و روحانیون برجسته ای نظیر حضرت آیت اللّه خامنه ای، هاشمی رفسنجانی، مهدوی کنی، مشکینی و… را می توان از پیشتازان این دوره نام برد. در این دوره، روحانیت به حضور کیفی توجه داشت و کمتر به حضور کمی و فراگیر می اندیشید. این دوره از سال ۱۳۵۷ آغاز، و تا سال ۱۳۶۰ ادامه می یابد. روحانیت در این دوره نقش اول را در فرهنگ سازی جامعه ایفا می نماید.

دوره دوم: استقرار نظام:

این دوره با خیانت لیبرال هایی نظیر ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران که مخلوع و فراری شد جنایات گروهکها و منافقین، و ترور بخش قابل ملاحظه ای از سران انقلاب؛ ماند حادثه هفتم تیر(۱۳) و هشتم شهریور(۱۴) همراه بود. این حوادث به رغم خسارات فراوانی که برای جامعه به بار آورد، منجر به عدم اعتماد فراگیر و گسترده افکار عمومی به غیر روحانیان گردید و فشار افکار عمومی، روحانیت را به حضور گسترده و فراگیر در عرصه اداره جامعه فرا خواند. این امر به گونه ای بود که حضرت امام خمینی (ره) که مخالف حضور روحانیت در رأس امور اجرایی بودند، موافقت خود را با پذیرش ریاست جمهوری توسط روحانیان اعلام کردند(۱۵) این دوره از سال ۶۰ آغاز و تا پایان جنگ تحمیلی و ارتحال حضرت امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۸ ادامه می یابد.

در این دروه، روحانیت، اساسی ترین عنصر تأثیر گذار، در عرصه فرهنگ، سیاست و حکومت درایران است و فراخوان و بسیج مردم برای حضور در جبهه های جنگ حق علیه باطل و همراهی روحانیان با رزمندگان، پیوندی از سخن و عمل را به نمایش می گذاشت. روحانیون نیز چون سایر اقشار مردم در جبهه های جنگ به شهادت می رسیدند و فرزندان آنان نیز در زمره شهدا، جای می گرفتند. بخش عمده تامین و تولید افکار و اندیشه های اعتقادی و سیاسی جامعه و پاسخگویی به برخی شبهات، نیز بر دوش روحانیون قرار می گیرد. بی تردید سالهای نخست این دوره، به جهت برجستگی خصلت مردمی روحانیت و ایفای رسالت خطیر فرهنگی اجتماعی، از بی نظیرترین دوران است.

در این دوره ،همواره بالاترین آرای انتخابات از سوی مردم، به روحانیان اختصاص داشت.(۱۶)

دوره سوم: دوران ثبات نظام:

این دوره با پایان یافتن جنگ، تغییرات گسترده در قانون اساسی واعطای اختیارات ویژه به رئیس جمهور آغاز شد. انبوهی از پرسشهای بدون پاسخ از دوره های گذشته به علت جنگ و مسائل امنیتی و… به این دوره منتقل گردید. صف بندیهای جدیدی در میان روحانیان به وجود آمد که بخشی از آن، به اختلاف سلیقه و عقیده مربوط می شد، و اما بخش دیگر آن، درباره نحوه حکومت ونیز عدم حضور روحانیان در اداره جامعه بود. «دوران سازندگی» که «توسعه اقتصادی» را به مثابه ایدئولوژی نجات بخش کشورمی دانست، موجب گردید که همه افکار و اندیشه ها و منابع و امکانات به سوی سازندگی بسیج گردد و اذهان و افکار مدیران جامعه از «آزادی» و «عدالت» که دو خواسته دائمی جامعه ایرانی در تاریخ معاصر بوده و از آرمانهای بلند انقلاب اسلامی محسوب می گردد، به حاشیه رانده شود. همین امر خود پیامدهایی نظیر شکل گیری و گسترش گسست میان روحانیت و مردم را سبب گردید.(۱۷) شاید هیچ امری مانند «اشرافی گری» و «تجمل گرایی» عده اندکی از روحانیان دراین دوره، به آرمانها و اندیشه های افکار عمومی لطمه وارد نکرد؛ چرا که مردم گرایش برخی از روحانیان را که باید سمبل و نماد ساده زیستی و پاسدار حقوق ملت قلمداد می شدند، خلاف آموزه های دینی، سیره و سنن پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) و علی (ع)، و نیز رهنمودهای حضرت امام خمینی (ره) ومقام معظم رهبری می دانستند.

با کمال تأسف، دراین دوره، نقش روحانیت در برپایی فرهنگی ملت ایران با پرسشها و ابهامات فراوانی مواجه شد. پاسخ ندادن به موقع، به پرسشهای موجود، پاسخهای غیر واقعی به پرسشهای موجود و تأویل وتفسیرهای انحرافی و التقاطی ازایدئولوژی انقلاب و شکل گیری گفتمانهای سکولاریستی در جامعه را، باید از جمله دلایل این عدم موفقیت و ابهامات آن برشمرد.

اما شاید مهمترین آسیب وارده به ارتباط روحانیت و مردم دراین دوره، همانا غیر پاسخگو بودن لایه هایی از روحانیت در برابر مطالبات حقیقی مردم و دوری گزیدن آنان از پاسداری از حقوق ملت بود؛ به گونه ای که در افکار عمومی، زمزمه های خطر شکل گیری «دین دولتی» مطرح بود. این دوره تا سال ۱۳۷۶ ادامه می یابد.

دوره چهارم: از دوم خرداد ۱۳۷۲ تاکنون:

در این دوره، با عنوان «قرائتهای متعدد از دین» و «عدم پذیرش قرائتهای رسمی»، نوعی سردرگمی درمیان نسل جوان را مشاهده می کنیم. این رویکرد، هر چند موجب انفتاح دیدگاههای مختلف که خود دستاورد بزرگی برای جامعه محسوب می گردد شده است، اما نوعی سردرگمی و پریشانی را نیز در پی داشته است. برخی صف بندیها در درون روحانیت نیز، مزید بر این علت شده است. استاد شهید، مرتضی مطهری نفوذ اندیشه های بیگانه، تجدد گرائی افراطی،(۱۸) رخنه فرصت طلبان، ابهام طرحهای آینده و تغییر جهت دادن اندیشه ها را؛ از جمله آفات انقلاب اسلامی می داند.(۱۹) متأسفانه باید گفت:

«در این دوره آفتهای مذکور، بیش از پیش خودنمایی و عرض اندام نموده و آسیب بزرگی، بر حسن ارتباط روحانیت و مردم وارد کرده است. به گونه ای که در این دوره روحانیت کمتر فرصت خدمت به مردم را داشتند و بیشتر وقت خود را صرف پاسخ به چالشهای مطروحه کرده اند. کاهش آرای روحانیون در انتخابات چند سال اخیر، تنها نمونه ای از این مدعاست.»

ه : نتیجه گیری

بی تردید روحانیت با پیشینه و تاریخ گذشته ای که دارد، از نقاط ممتازی برخوردار است. حضرت امام خمینی (ره) می فرمودند: «مملکت بدون روحانی، مانند کشوری بدون طبیب است» روحانیت به سان طبیب روحانی مردم هستند و مردم حلال وحرام خود را از آنان اخذ می نمایند. مرحوم دکتر علی شریعتی جامعه شناس مشهور بر آن است که نام هیچ روحانی در زیر پای قراردادهای استعماری نیست و نام روشنفکران غیر دینی خارج رفته چون مهندس و پزشک… در زیر قراردادهای استعماری آن ثبت و ضبط است. مرحوم جلال آل احمد، بردارشدن شیخ فضل ا.. نوری را علامت استیلای غرب و غربزدگی می داند. لذا روحانیت دراستقلال طلبی، مبارزه با استبداد و استعمار واستثمار، همواره نقش اول را در تاریخ ایران داشته است. مساجد بزرگترین نهاد مدنی (N.C.O)در اختیار روحانیت است.(۲۰) هم اکنون بیش از ۷۰ هزار مسجد در کشور در شبکه روحانیت قرار دارد. «حمید مولانا» صاحبنظر برجسته جهانی در علم ارتباطات معتقد است که بزرگترین و مردمی ترین شبکه نهادهای مردمی دردنیا، در اختیار روحانیت شیعه در ایران است. حال اگر این آمار را، طبق محاسبات موجود، ۶۹۴۹ امامزاده و زیارتگاه، ۱۴۳ دارالتبلیغ، ۵۵ مصلی، ۲۶۳ مهدیه(۲۱) فرض کنیم امکان گسترده ای در اختیار روحانیت قرار دارد.

روحانیت شیعه در تاریخ ایران همواره در کنار فرهنگ، دین، مقابله با استبداد و استعمار و یاور مردم؛ معنا و مفهوم یافته است. بسیاری از میراثهای ماندگار فرهنگی دینی ما، مدیون روحانیت شیعه است. «مفاتیح الجنان» اثر شیخ عباس قمی که معارف گرانقدر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را در خود جای داده است دنیایی سرشار از اخلاق، معنویت وخودسازی و راهنمای عمل مؤمنان برای زندگی است؛ «اصول کافی» اثر شیخ کلینی در چهار جلد و شانزده هزار حدیث؛ «من لا یحضره الفقیه» اثر شیخ صدوق با ۵۹۲۰ حدیث؛ «تهذیب الاحکام» اثر شیخ طوسی با ۱۳۵۹۰ حدیث و «استبصار» اثر شیخ طوسی مشتمل بر ۵۵۱۰ حدیث به عنوان کتب اربعه منابع دست اول فقه شیعه را شامل می گردد که همگی از آن روحانیت است.(۲۲)

این آثار در کنار میراثهای فاخری نظیر؛ «بحار الانوار»، «وافی» و «وسائل الشیعه»(۲۳) از نبوغ خیره کننده روحانیت در امر فرهنگ و دین حکایت می کند. نقش بزرگ روحانیت در اشاعه و گسترش فقه، اصول، فلسفه، حکمت، عرفان، قرآن، تفسیر و قرائت، نشر و تبلیغ اسلام بی بدیل است(۲۴).

و در سالیان اخیر، کتاب «الغدیر» اثر «علامه امینی» که دایرة المعارف بزرگ تشیع و امام علی(ع) محسوب می گردد و کتابخانه بزرگ «آیت الله مرعشی نجفی» که بی نظیرترین کتابخانه اسلامی در کشور محسوب می گردد را باید، از خدمات بزرگ فرهنگی روحانیت به حساب آورد. سالها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، روحانیان والامقام و برجسته ای مانند آیت الله دکتر بهشتی، دکتر باهنر، ابراهیم امینی و گلزاده غفوری در تدوین کتب دینی مدارس که نقش مهمی در جلوگیری از انحراف و سرقت در آثار اسلامی داشت را بر عهده داشتند.

بخش عمده آثار مکتوب در عرصه فرهنگ دینی متعلق به روحانیت است. اصولاً روحانیت از سنگر موعظه، خطابه و مسجد به تبلیغ و نشر اسلام بهره گرفته اند و با تکیه بر فریضه «امر به معروف و نهی از منکر» به روشنگری جامعه پرداخته اند. استقلال واقعی ایران در طول تاریخ مدیون روحانیت و حضور آن در صحنه بوده است. هرگاه تمامیت ارضی، استقلال و منافع ملی کشور به خطر افتاده است، روحانیت در دفاع و پاسداری آن، نقش اول را ایفا کرده است. فتوای میرزا محمد مجاهد بر علیه تجاوز روسها در دوران محمدشاه، فتوای میرزای شیرازی در تحریم استعمال توتون و تنباکو در زمان ناصرالدین شاه، مجاهدات شیخ فضل الله نوری برای استقرار مشروطه مشروعه در زمان مظفرالدین شاه، مبارزات و مجاهدات مرحوم مدرس در مقابله با استبداد رضاشاه و استعمار بیگانگان، مرحوم نواب صفوی و مجاهدات او در برابر انحرافات دینی و ناهنجاریهای جامعه در زمان محمد رضا شاه، آیت الله کاشانی و نقش بزرگ ایشان در قیام سی تیر و جریان ملی شدن نفت در سالهای ۳۲۳۰ در زمان محمد رضاشاه وبالاخره نقش بی بدیل وماندگار حضرت امام خمینی (ره) در مقابله با استبداد شاه و استعمار و استکبار، و تلاشی که برای استقرار حکومت اسلامی به جای سلطنت، با تحمل سالها حبس و تبعید، متحمل گردید، نمونه هایی از نقش آفرینی ومبارزه های روحانیت متعهد در پویایی فرهنگ مردم ایران زمین بوده است. بی تردید رمزماندگاری و بقای چنین موفقیتی، مرهون حفظ نقاط قوت وامتیازات روحانیت و برطرف کردن نقاط ضعف آنهاست. تمام تلاش نگارنده در این یادداشت، معطوف به این جمله است که «استقلال و پویایی فرهنگ ایران زمین، پیوندی انفکاک ناپذیر با روحانیت داشته است» بر همه ما، و مقدم بر همه، خود روحانیت است که ضمن بازنگری در سازمان خود به رفع آسیب ها پرداخته و همچنان عنصری نقش آفرین، در جامعه باشند.

پی نوشت ها:


۱. نویسنده، معاون پژوهش و برنامه ریزی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی

۲. حسن عمید، فرهنگ فارسی، جلد اول، چاپ هشتم (تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۴)، صص ۱۰۶۸۱۰۶۷.

۳. همان ص ۱۷۸۳.

۴. حمید عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، چاپ دوم (تهران: خوارزمی، ۱۳۶۵)، ص ۲۳.

۵. رجوع کنید به: مصاحبه نگارنده بافصلنامه پژوهشی اندیشه های انقلاب اسلامی پیرامون فرهنگ و توسعه فرهنگی، سال دوم شماره پنجم (۱۳۸۲)، ص ۸۵.

۶. رجوع کنید به: مقاله «تبادل فرهنگ ها»، فصلنامه مطالعات ملی، شماره ششم (۱۳۷۹): ص ۷

۷. برای نمونه به دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری بنگرید: «کسانی که آرزوی اعتلای آئین مبین اسلام را در سر دارند و درباره علل ترقی و انحطاط مسلمین در گذشته دور و نزدیک می اندیشند، نمی توانند درباره دستگاه رهبری آن؛ یعنی سازمان مقدس روحانیت، نیندیشند و آرزوی ترقی و اعتلای آنرا در سر نداشته باشند واز مشکلات و و نابسامانیهای آن رنج نبرند. زیرا قدر مسلم اینست که هر گونه صلاح و اصلاحی که در کار مسلمین رخ دهد، یا باید مستقیما به وسیله این سازمان که سمت رسمی رهبری دینی مسلمین را دارد صورت بگیرد و یا لااقل این سازمان با آن هماهنگی داشته باشد…».

رجوع کنید به: مشکل اساسی در سازمان روحانیت، صص ۴۳.

۸. البته بیان این سخنان به معنای نادیده انگاشتن برخی اشکالات و نواقص جدی در سازمان روحانیت نیست، استاد شهید مرتضی مطهری که از برجسته ترین نظریه پردازها و رهبران انقلاب اسلامی محسوب می گردید، سالها پیش از وقوع انقلاب اسلامی (۱۳۴۱) اهم این اشکالات را بیان کرده است که بدین مضمون می باشد: آزادی بی حد و حصر لباس روحانیت و فقدان یک سازوکار کنترل کننده، افراط در مباحثه به گونه ای که طلاب را از واقع بینی در مسائل اجتماعی دور می کند، بودجه روحانیت شیعه که وابسته به دولت نیست و از مردم ارتزاق می کند؛ شهید مطهری، این عدم و ابستگی به دولت را یک امتیاز بزرگ روحانیت شیعه نسبت به روحانیت اهل تسنن بر می شمارد. وی از خطر و آفت بزرگی به نام «عوام زدگی» یاد می کند. شهید بزرگوار بر این باور است که اتکای روحانی به مردم، موجب قدرت می گردد اما حریت را از دست می دهد…». برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به: استاد شهید مرتضی مطهری، ده گفتار، (تهران: انتشارات حکمت)، صص ۲۷۵۲۳۹.

۹. علی دارابی، سیاستمداران اهل فیضیه، چاپ دوم (تهران: سیاست، ۱۳۸۱)، صص ۱۴۰۱۳۶.

۱۰. حمید عنایت، پیشین، ص ۱۶.

۱۱. رسول جعفریان، چالش های فرا روی مرجعیت شیعه (۲ و ۱)، سایت بازتاب، ۹/۷/۲۰۰۳.

۱۲. سید حمید روحانی [زیارتی]، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی (ره)، ۳ جلد، (تهران: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱).

۱۳. در حادثه هفتم تیر، که محصول ائتلاف مشترک نفاق و لیبرالیسم با حمایت استکبار جهانی بود، ۷۲ تن از یاران انقلاب، از جمله جمعی از اعضای کابینه دولت، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، جمعی از مقامات قضایی و در رأس همه، شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی، در اثر انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ به شهادت رسیدند.

۱۴. در هشتم شهریور ۱۳۶۰ نیز، در اثر انفجار بمب توسط گروهک منافقین دردفتر نخست وزیری، شهیدان محمد علی رجایی رئیس جمهور وقت حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر نخست وزیر وقت و تنی چند از مقامات نیز، ایران به شهادت رسیدند.

۱۵. برای مطالعه پیرامون دلایل مخالفت حضرت امام خمینی (ره) با تصدی امور اجرایی توسط روحانیت، رجوع کنید به: علی دارابی، انتخاب هشتم؛ تحلیلی بر هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری چاپ دوم (تهران؛ نشر سیاست، ۱۳۸۱)؛ صص ۵۰۴۷

۱۶. ناگفته نماند که این دوره به رغم امتیازات ویژه ای که داشت، آفت مهمی را به سازمان روحانیت و تأثیری منفی بر کارکرد آن نیز گذاشت؛ چرا که در سایه فضای تروریستی که منافقین عامل آن بودند، مسئله حفاظت و استفاده از منازل خاص برای لایه هایی از روحانیت مطرح گردید، که چون به طور صحیح، مدیریت و نظارت نگردید، استمرار آن در سالهای بعد خود لطمه ای جدی، به مردی بودن روحانیت وارد کرد.

۱۷. علی دارابی، کارگزاران سازندگی از فراز تا فرود، چاپ دوم (تهران: سیاست ۱۳۸۱): ص ۵۹ .

۱۸. در حقیقت منظور از تجدید گرائی افراطی، عبارت است از آراستن اسلام به آنچه از اسلام نیست و پیراستن آن از آنچه از اسلام هست. رجوع کنید به: استاد شهید مرتضی مطهری، نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر، چاپ یازدهم (تهران: نشر صدرا، ۱۳۶۷): ص ۹۲.

۱۹. همان، صص ۱۰۰۸۷.

۲۰. «لستر سالامون» استاد دانشگاه «جان هاپکینز» و «مرکز مطالعات نهادهای مدنی» نه مشخصه را برای N.C.O ضروری می داند که عبارت است از: به صورت رسمی شکل گرفته باشد، غیر دولتی، مستقل، بدون سود، داوطلبانه، عضوپذیر، غیر سیاسی، دارای نظام باز (شفاف و حساب پذیر) و همچنین فعالیت آن، در جهت منافع همگانی باشد.

۲۱. سیاستمداران اهل فیضه، پیشین، ص ۱۵۶.

۲۲. استاد مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، چاپ دهم (تهران: صدرا، ۱۳۵۹)؛ صص ۴۷۳۴۷۱.

۲۳. «بحارالانوار» اثر محمد باقر مجلسی، «وافی» اثر ملا محسن فیض کاشانی و «وسائل الشیعه» اثر شیخ حر عاملی» از جمله منابع معتبر و بی بدیل فقه شیعه محسوب می گردد.

۲۴. خدمات متقابل اسلام وایران، پیشین.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.