حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۱ بهمن , ۱۴۰۰ 18 جماد ثاني 1443 Friday, 21 January , 2022 ساعت ×
آواربرداری اصلاح‌طلبان بعد از زلزله سیاسی بزرگ/ از حذف کرباسچی تا جلسات خاتمی
28 نوامبر 2021 - 8:46
شناسه : 2932
بازدید 47
5
ابعاد مختلف انشقاق اصلاحات؛

اصلاح طلبان در زمان در دست گرفتن زمام امور و زمانی که به جهت عملکرد ضعیف از مسئولیت کنار گذاشته می شوند رفتارهای دوگانه ای را از خود بروز می دهند. قدرت گرایی صرف در افعال این جریان سیاسی به خوبی دیده می شود. بر همین اساس زمانی که در پست مسئولیت هستند همه مشکلات […]

ارسال توسط : منبع : جهان نيوز
پ
پ

اصلاح طلبان در زمان در دست گرفتن زمام امور و زمانی که به جهت عملکرد ضعیف از مسئولیت کنار گذاشته می شوند رفتارهای دوگانه ای را از خود بروز می دهند. قدرت گرایی صرف در افعال این جریان سیاسی به خوبی دیده می شود. بر همین اساس زمانی که در پست مسئولیت هستند همه مشکلات کشور را کتمان و در این حوزه با ایجاد مشکل بیشتر به جای رفع آن و گزارش به مردم سکوت اختیار کرده و گاهی حتی از کار خود تمجید و تعریف می کنند.

ماجرای انتشار متعدد و دوره ای هشتگ «روحانی مچکریم» از این جنس است که حتی در پایان دوره هشت ساله با همه مشکلات نیز بدون توجه و بی اعتنا به این مسائل دوباره تکرار شد. از سوی دیگر این جماعت سیاسی مشکلات را به دیگران نسبت داده و سعی می کنند این موارد را آنقدر بزرگ کنند که عنوان کنند با بزرگی مشکلاتی دیگر کاری از آنها بر نمی آید. این روند را در دوره گذشته به وضوح مشاهده کردیم. جایی که حتی یک روزنامه اصلاح طلب تیتری درباره زمین خواری در قشم زد که در واقعیت به هیچ وجه امکان نداشت؛ چراکه در یک گافی تاریخی و عددسازی آشکار زمین خواری صورت گرفته را بیشتر از مساحت کل جزیره قشم عنوان کردند که به خوبی نشان دهنده باطل بودن ماجرا بود.

اما وقتی این جریان سیاسی به مسند قدرت تکیه نزند به منتقد صرفی تبدیل می شود که قبل از شروع کار مسئولان جدید را به باد انتقاد می گیرد. این درحالی است که این نوع انتقاد بی‌مبنا و جایگاه، بیشتر تخریب است تا نقد.

حالا بعد از هشت سال فضای اصلاح طلبان بسیار ملتهب است. اخباری که از اردوگاه و احزاب این جریان سیاسی به گوش می رسد نشان دهنده بهم ریختگی این جناح سیاسی و خصوصا فقدان راهبردی آنان برای ادامه مسیر در صحنه سیاسی کشور است.

از سوی دیگر این جریان سیاسی اگرچه بحران اصلی خود یعنی فقدان مشروعیت مردمی را کتمان می کند و سعی دارد با اتهام زنی به نهادهای نظارتی از جمله شورای نگهبان افکارعمومی را از این موضوع منحرف کند اما در اصل این موارد فرقی به حال این جریان سیاسی و واقعیت موضوع نمی کند.

نمونه خاص این اتفاق نیز در حزب کارگزاران سازندگی رخ داد. حزبی که در کنار حزب منحله مشارکت از جمله مهمترین احزاب جریان اصلاحات به شمار می روند که تعیین کننده راهبرد و خط مشی این جریان در فضای سیاسی کشور هستند. چه اینکه در سال ۹۲ این راهبرد حزب کارگزاران بود که اصلاحات را از «محمدرضا عارف» به سمت « حسن روحانی» سوق داد.

حالا همین حزب بعد از ۲۵ سال دبیر کل خود را تغییر داده است و به جای «غلامحسین کرباسچی» که یک وزنه سیاسی خاص و تعیین کننده در این جریان است را کنار گذاشت و «حسین مرعشی» را به جای او نشاند. کرباسچی چندی است که مواضعی انتقادی درون جریانی و خصوصا نسبت به رئیس دولت اصلاحات اتخاذ کرده بود و و نسبت به وضعیت بوجود آمده در دولت رئیسی نیز دید مثبتی داشت.

حالا وی کنار رفته است و روزنامه‌های اصلاح طلب آرمان در روند ماستمالیزاسیون مطرح می کنند که این یک تغییر در فضای دموکراتیک و طبیعی بوده است اما همین روزنامه اذعان می دارد : «حضور یک نگاه متفاوت در بالاترین رکن یک حزب و اتخاذ تصمیماتی که بعضا سایر اعضا با آن موافق نبودند مانند نحوه مواجهه با انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باعث شد تا رودربایستی‌ها کنار گذاشته شود و با رای اعضای شورای مرکزی این حزب حسین مرعشی بر کرسی دبیرکلی حزب کارگزاران تکیه بزند.»

کار این روزنامه و تداوم اختلافات در حزب کارگزاران به جایی رسیده می نویسد: «بخش اعظم هزینه انتشار روزنامه سازندگی که ارگان رسانه‌ای کارگزاران بود از سوی کرباسچی تامین می‌شد که پس از تغییر در کرسی دبیرکلی، او اجازه تداوم انتشار روزنامه را نداد و به گفته آگاهان قهر کرد! برخی این سوال را از کرباسچی دارند که اگر حزب کارگزاران و ارتقای آن اهمیت دارد، چرا با قهر و برخی اقدامات سبب توقف فعالیت‌های حزب در بعضی از موضوعات شد و آیا کارگزاران زمانی برای کرباسچی مهم است که بر کرسی دبیرکلی باشد؟ یکی از ضررهای جلوس طولانی مدت بر کرسی دبیرکلی همین اتفاقی بود که پس از تغییر کرباسچی در حزب کارگزاران رخ داد.»

حالا اصلاح طلبان به چند دسته تقسیم شده اند که در ادامه به رویکردهای انشقاقی درون این جریان می پردازیم.

بعد اختلافی: عده ای از اصلاح طلبان با مواضعی که حاکی از انتقاد درون جناحی است باعث شکل گیری فضای خاصی در این جریان شده اند که نمونه آن افرادی همچون کرباسچی هستند. جالب اینجاست که حتی در این سطح هم اصلاح طلبان تاب و تحمل انتقادات را ندارند و با هر انتقادی سعی در حذف فرد مورد نظر دارند. کرباسچی که ۲۵ سال بر مسند دبیرکلی این حزب تکیه زده بود با انتقاداتی قابل تامل کنار گذاشته شد.

این درحالی است که برخی از اصلاح طلبان نیز با توجه به عملکرد دولت و شخص آیت الله رئیسی که در بسیاری از مواقع رویکردی فراجناحی دارد به حق گویی در فضای سیاسی روی آورده اند. دولت رئیسی با توجه به اینکه بسیاری از جایگاه‌های مدیریتی چه بالادستی و چه میان دستی را با تغییرات به عواملی داد که بتوانند نقش جدی در پیشبرد اهداف کشور ایفا کنند چندان در این حیطه نگرش جناحی را لحاظ نکرد. همین مسئله باعث شد تا اصلاح طلبان نیز در مواجهه با دولت نگاه انتقادی صرف نداشته باشند و برخی از آنان با نگاه واقع بینانه اقدامات مثبت دولت را تایید کنند.

بعد مخالف: برخی اصلاح طلبان نیز در ژست منتقد به هر اتفاق کوچک و بزرگی رویکرد اعتراضی و انتقادی دارند. روزنامه جمهوری اسلامی تحت نظر «مسیح مهاجری» از جمله این طیف ها به شمار می رود که بعضا با لجبازی سیاسی مخالفت خود را با اقدامات دولت ابراز می دارد. در همین حیطه تخریب دولت و مجلس با نگاه انتخابات آینده در دستور کار قرار گرفته است. البته که چهره های سیاسی که مشخصا قصد لجبازی و مخالف خوانی دارند به این مورد قابل حصر نیست.

بعد حزبی: احزاب جریان اصلاحات نیز چه در درون خود مانند حزب کارگزاران سازندگی و چه در بیرون با کلیت این جریان مشکلاتی دارند. تصمیم گیری در این جریان سیاسی هیچ گاه حزبی نبوده است و بیشتر شورای مشورتی در این حیطه تصمیم ساز بوده است و شورای هماهنگی احزاب اصلاح طلب که همواره در این حوزه نادیده گرفته شده‌ است با این موضوع مشکل دارد. خصوصا اینکه تصمیمات شورای مشورتی اصلاحات باعث بروز چنین وضعیتی برای این جریان شده است.

بعد مرکزی: در حوزه مرکزی نیز شنیده شده رئیس دولت اصلاحات برای اینکه این جریان سیاسی را دوباره احیا کند خود جلساتی برگزار می کند. این جلسات که در حوزه راهبردی انجام می شود برای رسیدن به یک راهبرد درست در جریان اصلاحات است. بوی احساس نگرانی و خطر از این جلسات به مشام می رسد. جریانی که پیشتر به جوانان میدان نمی داد حالا به فکر آن افتاده که جوانان را در خود راه دهد اما در این حیطه با مشروعیت سیاسی و ریزش شدید بدنه روبرو شده است. از سوی دیگر سران فتنه نیز در این فضا از ادعاهای گذشته خود تا حدی کنار کشیده اند و هر چند تحت فشار اطرافیان و دیگر اصلاح طلبان هستند اما دیگر مانند گذشته آنچنان کنش ندارند.

شمای کلی جریان اصلاحات به خوبی نشان می دهد که این جناح سیاسی به دنبال یک زلزله سیاسی که تمام ارکان آن را زیر و رو کرد حالا درگیر آوار برداری است و به خوبی حالا آوار ریزش بدنه اجتماعی را سران این جریان بعد از بی اعتنایی چندین و چند ساله به جوانان مشاهده می کنند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.